روزنامه‌ی امید مردم
امروز : یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۶
آخرین خبر :
طراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرس
کد خبر: 11591
تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن, ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۰
تعداد نظرات: ۰

نقدی بر فیلم چهار راه استانبول ؛ پلاسکو؛ تراژدی یا کمدی!


نقدی بر فیلم چهار راه استانبول ؛ پلاسکو؛ تراژدی یا کمدی!
بعد از حادثه تلخ ماجرای پلاسکو که در واقع از تراژدی های فراموش نشدنی برای همه است همانطور که انتظار هم می رفت قطعا نگاه هر سینماگری را برای ساخت یک اثر دراماتیک به خود جلب می کرد. چهارراه استانبول به عنوان اولین اثر سینماییست که بصورت جدی و البته خیلی ضعیف و سطحی به […]

بعد از حادثه تلخ ماجرای پلاسکو که در واقع از تراژدی های فراموش نشدنی برای همه است همانطور که انتظار هم می رفت قطعا نگاه هر سینماگری را برای ساخت یک اثر دراماتیک به خود جلب می کرد.
چهارراه استانبول به عنوان اولین اثر سینماییست که بصورت جدی و البته خیلی ضعیف و سطحی به این مساله پرداخت هرچند که خود کارگردان قبلا اعلام کرده بود که موضوع اصلی فیلم پلاسکو نیست ولی سوال اینجاست که موضوع اصلی چیست و چرا پلاسکو؟
به گزارش امید مردم؛ اتفاقا برعکس نظر کارگردان موضوع اصلی خود ساختمان پلاسکوست و همه شخصیت ها بی دلیل و با منطق های ضعیف تلاش می کنند به ساختمان پلاسکو برسند.
فیلم حرف جدیدی برای گفتن ندارد و یک قصه کاملا معمولی را دنبال می کند در واقع فیلمساز تلاش می کند حادثه پلاسکو را با داستانش همسو کند و تاثیرگزاری را با صحنه هایی از ریزش ساختمان بر مخاطب بیشتر کند اما به چند دلیل مخاطب با فیلم همراه نمی شود و احساساتش برنمی انگیزد.
اول اینکه چرا یک داستانی که ردپاهایی از کمدی در آن دیده میشد باید در پلاسکو اتفاق می افتاد؟ و دوم اینکه اگر قرار بود مخاطب بخندد چرا باید فریاد های بی مورد مهدی پاکدل (شخصیت آتش نشان) را که نه قبل و نه بعد از آن هیچ پیش زمینه ای برای آن نداریم را تحمل کند؟ یا سکانس طعنه های سیاسی که بهرام‌ رادان میزد که اصلا جایگاهی در فیلم نداشت و فقط به شعاری بودن فیلم کمک می کرد.
چهار راه استانبول نه فیلمنامه و نه ساختار پیچیده ای نداشت و با توجه به متن اتفاقا تنها موردی که در فیلم اصلا جایگاهی نداشت طنزهای بی موردی بود که در جدی ترین سکانس های فیلم‌ اتفاق می افتاد و فیلمساز به جای اینکه به پایان غافلگیر کننده ای فکر کند درگیر همین موقعیت ها شد که هیچ سرانجامی هم نداشت.
مخاطب از اتفاقات فیلم جلوتر بود و در واقع می دانست چه می شود و اصلا نمیخواست بداند که چگونه می شود به طوری که وقتی از سالم بودن دختر مطمئن می شویم دیگر دلیلی برای همدردی با پدر و خانواده اش نداریم و یواشکی کیف می کنیم و می خندیم چون فیلم به پایان زودرس و دور از انتظار می رسد.
فیلم دو بخش کاملا مجزا داشت یکی حادثه پلاسکو و دیگری تعقیب و گریزهای بی موردی که قرار بود به هر نحوی به ساختمان پلاسکو ختم شوند و این سوال ناخودآگاه در ذهن مخاطب پیش می آید که اگر این مکان به یک هتل یا ورزشگاه تبدیل میشد آیا ضربه ای به فیلمنامه وارد می کرد و تاثیری در روند فیلم داشت؟ و اگر نه چه کمکی در پیشرفت قصه داشت؟
در پایان باید به فیلمساز گفت که نمیتوان ‌با هر تراژدی شوخی کرد و یک داستان بی سر و ته را از طریق یک اتفاق مهم پیش برد و قطعا سناریوی ضعیف فیلم چهار راه استانبول مخاطبش را با رضایت روانه منزل نکرد.



برچسب ها :


  • ???? ??????
    pars
    dena
  • error: Content is protected !!