روزنامه‌ی امید مردم
امروز : یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶
آخرین خبر :
طراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرس
کد خبر: 5646
تاریخ انتشار : ۲۳ آبان, ۱۳۹۴ - ۰۸:۰۶
تعداد نظرات: ۱
کارگروه گردشگری کهگیلویه و بویراحمد بی نتیجه است؛

طرح جامع گردشگری، رویایی بی خاصیت


طرح جامع گردشگری، رویایی بی خاصیت
همواره و در همه نشست‎ها و جلسات گردشگری را به عنوان پتانسیل و ظرفیت بالقوه توسعه کهگیلویه و بویراحمد می‎دانند. حتی این موضوع آنچنان در ادوار مختلف تاریخ جلسات و مصاحبه‎های مدیران این استان برجسته شده است که دیگر به عنوان تکیه کلام هرکسی که می‎خواهد در زمینه این استان سخنی به زبان بیاورد؛ تبدیل […]

همواره و در همه نشست‎ها و جلسات گردشگری را به عنوان پتانسیل و ظرفیت بالقوه توسعه کهگیلویه و بویراحمد می‎دانند. حتی این موضوع آنچنان در ادوار مختلف تاریخ جلسات و مصاحبه‎های مدیران این استان برجسته شده است که دیگر به عنوان تکیه کلام هرکسی که می‎خواهد در زمینه این استان سخنی به زبان بیاورد؛ تبدیل شده است.
به گزارش امید مردم، کارگروه‎ها، اتاق‎های فکر مختلف و حتی بسیاری از نشست‎ها و برنامه‎های آبکی نیز نتوانست ذره‎ای این گردشگری بی سود را برای این استان به ظرفیت توسعه تبدیل کند. بیشتر کارگروه‎هایی که در این استان و حتی در سطح مدیریت ارشد کهگیلویه و بویراحمد برگزار شد نیز به بیان کلیاتی می‎پردازد که خروجی خاصی ندارد و تنها به ذکر پتانسیل‎های استان در زمینه گردشگری و انواع صنعت توریسم اکتفا می‎کند.
طرح‎های ناموفقی از جمله جشنواره تابستانه و جشنواره برفی نیز که تقلیدی از دیگر کشورها و استان‎ها بود نیز نتوانست گردشگری را در این استان به سود و عامل توسعه نزدیک کند. و تنها گردشگری در این استان زیانی است که به واسطه حضور انبوه جمعیت در فصول گرم سال به برخی از چهره های طبیعت استان وارد می‎شود و شاید به همین علت پژمان نیک اقبالی، معاون عمرانی استاندار نیز از اصطلاح دردسرساز شدن گردشگران در کارگروه گردشگری استفاده می‎کند.
آخرین کارگروه گردشگری کهگیلویه و بویراحمد روز چهارشنبه و با ریاست این معاون استاندار برگزار شد که در آن روال قبل این کارگروه در بی نتیجه ماندن و بی برنامه حرف زدن دنبال شد تا اینکه به حرف‎های معاون عمرانی استاندار رسید، نیک اقبالی در این نشست اولویت‎دار بودن بحث گردشگری را مطرح می‎کند، اولویتی که برای آن در این استان هیچ زیرساختی فراهم نیست و در ادامه خود معاون استاندار نیز به این امر اذعان می‎کند.
مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کهگیلویه و بویراحمد در این کارگروه از برنامه‎ای تحت عنوان «طرح جامع گردشگری کهگیلویه و بویراحمد» خبر داد که مانند بسیاری دیگر از طرح‎های گردشگری و میراث فرهنگی استان از جمله اتاق فکر گردشگری و میراث فرهنگی، چندان امیدی به آن نیست اما بخش مهم دیگر جلسه سخنان مشاور طرح جامع گردشگری استان در زمینه برند استان تحت عنوان «پایتخت طبیعت ایران» بود،  مشاور این طرح با اشاره به اینکه برند «پایتخت طبیعت ایران» برای این استان مناسب نبوده و از نظر صنعت گردشگری توجیه پذیر نیست، تصریح کرد: برند گردشگری این استان باید به گونه ای انتخاب شود که قوانین برند جهانی را داشته باشد و بتواند تحول ایجاد کند.
قطعا این سخنان برای پاک کردن صورت مساله است، معلوم است که هنوز مشاور نیز نتوانسته است درد گردشگری کهگیلویه و بویراحمد را بفهمد و برای آن برنامه بدهد. مشکل گردشگری کهگیلویه و بویراحمد برند و برندسازی نیست و اگر هزینه‎ای در این راه خرج شده ، اسرف و به بیراهه رفته است. مشکل نبود گردشگر و یا عدم استقبال گردشگران نیست چرا که به گفته معاون استاندار تعداد بالای گردشگران در یک فصل حتی دردسرساز نیز می‎شود.  قطعا مشکل در واژه دردسر است، باید پرسید چرا گردشگران دردسر ساز می‎شوند؟
پاسخ به این سوال نیز ساده است، چون هیچ بستری برای بهره‎برداری از گردشگران و درآمدزایی از آنان وجود ندارد. بارها در محافل مختلف مطرح شده است که گردشگری که پای به این استان می‎گذارد، با جیپ پر پول می‎آید که هزینه کند، وقتی حتی در فروش یخ، مواد غذایی، رستوران و هتل مشکل داریم، قطعا نمی‎توان با عوارض گرفتن برای پارک‎ها درآمدزایی کرد.
از هم‎اکنون و با برداشت از سخنان مشاور می‎توان فهمید که طرح جامع گردشگری استان به کجراهه و بیراهه می‎رود. مشاور چنان بر وجهه بین المللی طرح تکیه می‎کند که معلوم نیست اماکن گردشگری این استان را از نزدیک دیده است یا نه؟ و با توجه به بحث برندینگی که مطرح می‎کند، معلوم است که رویایی و برای سطح بین‎المللی برنامه‎ریزی می‎کند که می‎توان با برداشت از این سخنان طرح جامع گردشگری در این استان را حتی قبل از اجرا طرحی رویایی و شکست خورده عنوان کرد.
بدتر از رویا پردازی مشاور، نسخه ایده‌آلی بود که معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار برای گردشگری پیچید، نسخه‎ای برای فرار از واقعیت.  پژمان نیک‎اقبالی در نقش منقد اصلی گردشگری فصلی در کهگیلویه و بویراحمد ظاهر می‎شود و می‌گوید: یکی از مشکلات حوزه گردشگری استان این است که در ایام خاصی شاهد هجوم گردشگر هستیم به طوریکه گاهی اوقات کنترل گردشگران از توان ما خارج شده و ممکن است برای ما دردسر نیز ایجاد کند، این در حالیست که در برخی ایام دیگر هیچ گردشگری به این استان سفر نمی کند.
حال وی غافل از این است که حضور گردشگران در استان در فصل تابستان نه به علت برنامه‎ریزی‎های مسئولان و نه به علت زیرساخت‎های گردشگری است که به دلیل وضعیت جغرافیایی دو شهر یاسوج و سی سخت و وضعیت بغرنج گرمای هوا در جنوب کشور است، در فصل سرما قطعا استان‎های بیشماری در گردشگری برف نقش دارند و گردشگران استانی را انتخاب می‎کنند که امکانات رفاهی مناسبی داشته باشد، تا زمانی که اردبیل در زمینه گردشگری برفی با آن همه سرمایه‎گذاری انجام شده ایستاده است، گردشگر مجبور نیست که در استان بدون امکاناتی مانند کهگیلویه و بویراحمد هزینه کند، پس درد اول گردشگری این استان نبود زیرساخت و امکانات است.
نیک اقبالی در ادامه، بحث غیر کارشناسی دیگری را در زمینه سطح مالی در گردشگری مطرح می‎کند و معتقد است: باید بتوانیم گردشگر را برای تمام نقاط استان و در همه فصول و ایام سال تقسیم کنیم و برای هر نقطه از شهرستان جاذبه خاصی را در فصول مختلف تعریف کنیم و علاوه بر این باید بتوان گردشگری را در همه سطح های مالی و برای همه سلیقه ها تعریف کرد.
این حرف معاون استاندار نیز بیشتر شبیه به شوخی می‌ماند، اول اینکه  باید از این کارگروه پرسید که چگونه می‎خواهند گردشگران را تقسیم کنند، مگر می‎شود در فصلی از سال گفت که تعدادی گردشگر به استان بیاید و بقیه در فصل دیگری به این استان سفر کنند و دوما، همگان می‎دانند که کهگیلویه و بویراحمد مقصد گردشگری افرادی از جامعه است که وضعیت مالی آنها در سطح متوسط است وگرنه مرفهین که مقاصد دیگری را در کشور در اختیار دارند و اقدام برای این سطح بندی وقتی میسر است که از مبلمان شهری گرفته تا بسیاری دیگر از معیارها متحول شود، سوال اینجاست که آیا مبلمان شهری و فضای گردشگری یاسوج می‎تواند با کیش که تقریبا به عنوان مقصد گردشگری مرفهین معروف شده است، رقابت کند.
معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار همچنین با اشاره به اینکه برنامه آمایش سرزمین این استان در ماه‎های آینده نهایی می شود، اظهار داشت: در این برنامه نیز به این نتیجه خواهیم رسید که اولویت اول توسعه استان ما بحث گردشگری است.
حال جای این سوال است که استانداری که این همه بر گردشگری تاکید دارد، چه میزان اعتبار برای زیرساخت‎های گردشگری اختصاص داده است؟ اولویت بودن به تنهایی نمی‎تواند کافی باشد، در کنار اولویت‎دار بودن باید زیرساخت ایجاد کرد، آیا این زیرساخت‎ها ایجاد شده است؟
حال اگر در یک نگاه کلی به بررسی کارگروه گردشگری استان بپردازیم، متوجه خواهیم شد که این کارگروه گرفتار رویاپردازی است تا واقعیت، تدوین برنامه و راهکار، بدون توجه به واقعیت‎های موجود است و آنچه ارائه می‎شود، شاید بر روی کاغذ زیبا به نظر برسد و یا در تیتر رسانه‎ها بدرخشد که مثلا طرح جامع گردشگری کهگیلویه و بویراحمد تدوین می‎شود اما با فضای گردشگری استان فاصله زیادی دارد. یکی از این فضاهای موجود بحث اعتبارات است، آیا مشاور طرحی که ارائه می‎دهد در قالب اعتبارات و بودجه‎های گردشگری استان می‎گنجد و یا متولیان توزیع اعتبار در استان قبل از اینکه اصلا طرحی بر روی کاغذ بیاید، اعتبار اجرای آن را در نظر گرفته‎اند، یا فقط قرار است که صفحه مربوط به گزارش عملکرد مدیران مرتبط با گردشگری و مدیران ارشد استانی با پروژه‎ای به‎نام طرح جامع گردشگری، پر شود و فایده دیگری بر آن متصور نباشیم؟ حتی اگر طرح مشاور را بدون نقص و ایراد بدانیم و با اغماض‎های بسیار به این طرح قابلیت اجرایی بدهیم و نگران نباشیم که مانند آمایش سرزمینی کپی برداری از استان دیگری نباشد و بسیاری دغدغه‎های دیگر، وقتی اعتباری برای اجرای طرح نباشد، این طرح حتی در صورت تدوین نهایی نیز تعدادی کاغذ خواهد بود که در قفسه های اداره کل میراث فرهنگی و استانداری خاک می‎خورد و سود حاصل از آن تنها رفتن بخشی از اعتبار استان به جیب مشاور خواهد بود.
در زمینه اعتبارات نیز چندان کورسوی امیدی به اجرای هیچ طرحی در حوزه گردشگری و میراث فرهنگی استان وجود ندارد، تنها اگر به سابقه سخنان مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کهگیلویه و بویراحمد رجوع کنیم و اخبار مربوط به اعتبارات را استخراج کنیم، چنان ناامید می‎شویم و با واژه کمبود اعتبارات بر می‎خوریم که عملا اجرای هر طرحی را غیرممکن می‎دانیم.
شاید به زعم بسیاری از مدیران مرتبط به حوزه گردشگری استان برنامه‎ریزی توجیه‎دار بهترین راهکار در حوزه مدیریت اجرائی باشد که قطعا نیز چنین است اما مشکل اساسی جای دیگر است و آن اینکه سابقه برنامه‎ریزی در این استان نشان داده است که اغلب برنامه‎های بی خاصیتی ارائه می‎شود که یا به دلیل ضعف شدید در برنامه‎ریزی و ارائه آمار و برآورد هزینه قابل اجرا نیست و یا چنان ایده‎آل و رویایی است که بیشتر به یک رمان تخیلی می‎ماند که برای قانع کردن افکار عمومی ارائه شده است. واقعیت‎های گردشگری استان هرچند به ‌هم پیوسته است و ضعف در یک بخش به سایر بخش‎ها نیز تسری پیدا می‎کند اما گره زدن مشکل گردشگری استان به حمل و نقل ریلی و هوایی که خود گرفتار هزاران مشکل هستند و به‌ویژه حمل و نقل ریلی که تا افتتاح آن پیش بینی می‎شود که موی بسیاری از جوانان امروز سپید شده باشد، تنها برای فرار از واقعیت است. باز باید تاکید کنیم که مشکل در این استان عدم استقبال گردشگران نیست، مشکل عدم مدیریت در بهره بردن کافی از توان گردشگری است.
امیدواریم که «طرح جامع گردشگری کهگیلویه و بویراحمد» به سرنوشت «طرح جامع بشار دچار نشود»، راستی طرح جامع رودخانه بشار با آن همه قایق، هتل، رستوران، دریاچه مصنوعی و کافی شاپ  رویایی به کجا رسید؟

 پیمان فرامرزی- امید مردم



برچسب ها :


انتشار یافته: ۱
  1. ایشون با لیسانس ادبیات فکر نمیکنم خیلی از صنعت گردشگری اطلاعاتی داشته باشند بهتر نیست به خودمان اجازه دخالت در هر زمینه ای را ندهیم

    Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0