روزنامه‌ی امید مردم
امروز : دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶
آخرین خبر :
طراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرس
کد خبر: 7827
تاریخ انتشار : ۵ آبان, ۱۳۹۵ - ۰۹:۲۲
تعداد نظرات: ۰

دستمال ۴۰ میلیاردی برای سر بی درد شهرداری یاسوج/ هنگام ورود سازمان های نظارتی است


دستمال ۴۰ میلیاردی برای سر بی درد شهرداری یاسوج/ هنگام ورود سازمان های نظارتی است
ماجرای خرید کارخانه شن و ماسه و آسفالت توسط شهرداری یاسوج بالاخره با اصرار رییس شورای شهر و شهردار یاسوج، بی توجه به مخالفت برخی اعضای شورای شهر، مردم و رسانه ها به تصویب رسید. مصوبه ای که بار مالی بالغ بر ۴۰ میلیارد ریالی را به شهرداری تحمیل می کند. این مصوبه شورای شهر […]

ماجرای خرید کارخانه شن و ماسه و آسفالت توسط شهرداری یاسوج بالاخره با اصرار رییس شورای شهر و شهردار یاسوج، بی توجه به مخالفت برخی اعضای شورای شهر، مردم و رسانه ها به تصویب رسید. مصوبه ای که بار مالی بالغ بر ۴۰ میلیارد ریالی را به شهرداری تحمیل می کند. این مصوبه شورای شهر یاسوج شائبه  سهامداری رییس شورا را با خود یدک می کشد و هنوز معلوم نیست که چرا برخی ها اینقدر مجدانه به دنبال تصویب این خرید بودند.
به گزارش امید مردم، رییس فعلی شورای شهر یاسوج عزمش را جزم کرده بود که شهرداری یاسوج، کارخانه شن و ماسه ۴۰ میلیاردی بخرد، کارخانه ای که به گفته اعضای شورای شهر، هدایت اکبری قبلا در آن سهیم بوده و اما سوگند یاد کرده که حالا نیست. اکبری در جلسه اخیر شورای شهر نیز برای بار چندم به دفاع از این کارخانه پرداخت و تذکرهای وقت و بی وقتش به اعضای مخالف نشان می داد که مصمم است این طرح در شورا به تصویب برسد. اکبری که به تازگی بر کرسی ریاست شورای شهر و در سال پایانی عمر این شورا تکیه زده است، مدافع تمام قد خرید همان کارخانه- تاکید می کنم همان کارخانه- توسط شهرداری یاسوج بود.
آن سوی این گفتمان اعضای شورایی حضور داشتند که یا مخالف بودند و یا منفعلانه چشم به دهان رییس شورا دوخته بودند که در شهرداری‌ای که به گفته شهردارش در همایش روز یاسوج در اردیبهشت امسال با مسائل و مشکلات مختلف مالی دست و پنجه نرم می کند، هزینه بتراشند و سری که درد نمی کند را با دستمال ۴۰ میلیاردی کارخانه شن و ماسه ببندند.
جالب آنجاست که یکی از اعضای همین شورای شهر معتقد است که این کارخانه در دوران پسا تحریم ۴۰ درصد کاهش قیمت داشته و قیمت امروز آن، بسیار کمتر از آن چیزی است که در دوران تحریم قیمت گذاری شده است. سعید پایدار البته دست به افشاگری های دیگری نیز زد. مثلا گفت که چنین کارخانه ای در لوداب  با ۷ میلیارد ریال احداث شده است و دلیلی ندارد که شهرداری یاسوج قریب به ۴۰ میلیارد ریال برای خرید یک کارخانه دست دوم هزینه کند. پایدار از برآورد حدود ۵ تا ۱۰ میلیارد ریالی نیز برای راه اندازی کارخانه ای که شهرداری و رییس شورا قصد خرید آن را دارند- به جز هزینه خرید- نیز خبر داد و وقتی با تذکرهای گاه و بی گاه رییس شورای شهر روبرو شد، در زمینه عملکرد شهرداری در مورد پیمانکاران پارک ها نیز افشاگری کرد. این عضو شورای شهر گفت که یکی از بستگان آقای هدایت اکبری، متصدی پارک های اسکان بوده اما نه قرارداد داشته اند و نه ضمانت نامه و اگر آقای اکبری داعیه عدالت دارند، چرا آن موقع ورود پیدا نکردند. پایدار موضوع اسف بار دیگری را نیز پیش کشید که در صورت صحت باید فاتحه عدالت را در ساختار مدیریت شهری خواند. این عضو شورای شهر گفت که دو نفر پیمانکار پارک های ولایت و آبشار بوده اند که یکی از آنها تخلف می کرده و ورودی بیشتری دریافت می کرد و دیگری تخلف نمی کرد اما آمدند و ضمانتنامه آن پیمانکاری که تخلف نمی کرد را ضبط کردند.

در شورای شهر چه خبر است!
جالب است بدانید که هدایت اکبری در پاسخ به پایدار در زمینه تصدی گری یکی از بستگانش بر پارک های اسکان شهر آن هم بدون ضمانتنامه و قرارداد، اصل خویشاوندی را رد نکرد و فقط از پایدار خواست که اثبات کند این شخص قرارداد نداشته است.
گاهی این جدال های شورای شهر پشت پرده هایی را آشکار می کند که دل هر صاحب خردی را به درد می آورد، مدیریت شهر بصورت بستگانی چه از لحاظ شکلی و ظاهری درست باشد و اصل قرارداد و بندهای قانون رعایت شده باشد، چه نه؛ نتیجه اش وضعیتی است که در شهر یاسوج می بینیم. باید اعتراف کرد که در دور فعلی شورا نه تنها تغییری در چهره شهر ایجاد نشد، بلکه حتی این شورا نتوانست طرح های عظیمی چون پارک ولایت را که از قبل آغاز شده بود به فرجام برساند و هنوز خاک قرمز تپه مخروبه استانداری بیشتر از شکل یک پارک خودنمایی می کند و اقدام تبلیغاتی و عجیب شهرداری در افتتاح ۴ بوستان شهری نیز حتی نتوانست منجر به بهره برداری از پارک بانوان و یا ولایت شود.
برگردیم به بحث کارخانه آسفالت که در حال حاضر با منافع مستقیم شهروندان گره خورده است. این کارخانه مصوب شده است که توسط شهرداری خریداری شود و همگان نیک می دانند که بودجه شهرداری از محل عوارضات شهروندان تامین می شود، لذا شورای شهر و شهردار مستقیم دست در کیسه مردم کرده و به اعتراف دیگر اعضای مخالف قرار است یک کارخانه را حدود چهار برابر قیمتی که می توان کارخانه ای مشابه خرید، بخرند که این نشان می دهد دست های پشت پرده ای در کار است که شهردار و رییس شورا را مصمم کرده تا نظر اعضای منفعل شورا را به سمت خود برگردانند و در نهایت مصوبه ای از شورای شهر بگیرند که آنقدر خوشحال کننده باشد که روابط عمومی شهرداری بیانیه صادر کند و تصویب آن را علنی نمایند. هرچند قانون تصریح دارد که شورای شهر باید مصوبات خود را به اطلاع مردم برساند اما این اولین بار است که پس از یک مصوبه شورای شهر، شهرداری بلافاصله با صدور اطلاعیه ای آن را اعلام می کند و البته قابل پیش بینی هم بود که شهردار بر صندلی چرمی اش تکیه بزند و نتیجه پیگیری هایش را برای خرید کارخانه ببیند و در سوی دیگر نیز رییس شورایی باشد که به جای رد شائبه هایی که علیه خودش در زمینه این کارخانه وجود دارد، خود را مامور بداند که با تذکر به اعضای مخالف و با تعریف و تمجید از یال و کوپال کارخانه ۴۰ میلیارد ریالی، آن را برای شهرداری یاسوج بخرد. شهرداری ای که زبان مسئولان امور مالیش برای فاکتورهای خرد به جمله «فعلا پول نداریم» عادت کرده است و از طریق جملاتی این چنینی برای ۱۰۰ هزار و ۲۰۰ هزارتومان ها زمان می خرند اما به ناگاه سلطان بخشنده می شود و قصد دارد هر چه در توان دارد برای خرید کارخانه شن و ماسه ۴۰ میلیاردی دلی بجک هزینه کند.

کارخانه ۴۰ میلیاردی با چه قیمتی!
در اقتصاد اصلی بنام هزینه فرصت از دست رفته وجود دارد که در تمام سرمایه گذاری ها لحاظ می شود، از این بگذریم که خود اعضای شورای شهر معتقد بودند که خرید این کارخانه توجیه هم ندارد اما توجیه دار بودن به تنهایی کافی نیست و هزینه فرصت از دست رفته نیز باید در اینگونه سرمایه گذاری ها لحاظ شود. سعید پایدار در همان جلسه علاوه بر اینکه خرید این کارخانه را بدون توجیه می دانست به بیان سایر فرصت هایی پرداخت که شهرداری می توانست با این ۴۰ میلیارد ریال انجام دهد.
ساده ترین راهی که پایدار پیشنهاد کرد سرمایه گذاری این مبلغ در بانک و دریافت سود آن است که بسیار مطمئن تر از خرید کارخانه است، سودی که بسیاری از مشکلات شهرداری را در زمینه مالی حل می کند و قطعا فرصت های دیگری نیز وجود دارد که اگر این مبلغ روی دست شهرداری زیادی کرده است و می خواهد به هر نحوی شده از شر آن خلاص شود، آن را در طرح های سودآور برای درآمد پایدار هزینه کند اما مساله جای دیگری است، اعضای شورا معتقد بودند که تبعیض در زمینه سرمایه گذاری های شهری در شهرداری شهر یاسوج وجود دارد، تبعضی که اگر یک سرمایه گذار کسی را در شورا و شهرداری نداشته باشد، مانند طرح های کمپوست و یا پارک جنگلی (به گفته خود اعضای شورا) روی زمین می ماند اما اگر کسی را هم داشته باشد، تکلیفش مانند فروش همین کارخانه معلوم است، دفاع جانانه شهردار و رییس شورا، مصوبه ای را علیرغم تمام مخالفت ها از شورای شهر می گیرد.
اصلا جان کلام این مقال اخیر نیز همین است، در واقع منتقدین، مردم و اعضای مخالف شورا مشکلی با خرید کارخانه برای شهرداری ندارند، آن چیزی که در این وسط آزاردهنده است، روح تبعیض و عدم رعایت عدالت است. وجود ابهام در زمینه سهامداری یکی از اعضای شورا و از آن طرف پیگیری های مکرر شهردار و رییس شورا را اگر مانند یک پازل کنار هم قرار دهیم، چه نتیجه ای را می توان برداشت کرد. آیا جز این است، که دستهایی در کار است و یا تبانی ای صورت گرفته که کارخانه یک آقای خاص هر جور شده به شهرداری فروخته است، اینجاست که لازم است سازمان های نظارتی و مسئولان بالادستی از جمله دادستان شهر ورود کنند و قبل از اینکه ضرری به بیت المال  وارد شود، جلوی آن را بگیرند.
خود اعضای شورا نیز معترف بودند که اگر برای تک تک طرح های شهری همینقدر پیگیری وجود داشت، امروز یاسوج گلستان آبادانی بود اما این دور شورای اسلامی شهر یاسوج که به گفته هدایت امیری در نشست خبری چند ماه قبل ضعیف ترین عملکرد را در میان ادوار این شورا برجای گذاشته است، علی رغم اینکه به خط پایان نزدیک شده‌اند، انگار قرار نیست که آخرین مهره های خود را برای آبادانی پایتخت طبیعت که البته امسال در طبیعت و فضای سبز درون شهر به بغرنج ترین وضعیت رسید، رو کنند.
شهرداری یاسوج چند مدت قبل پارک های این شهر را قبل از آماده شدن و برای تبلیغات برای اعضای شورا افتتاح کرد، در حالی که هنوز نیمه کاره اند و البته عضو زن شورای شهر موعد دیگری را نیز برای بهره برداری از پارک نیمه کاره بانوان شهر یاسوج، تعیین کرده است، بسیار خنده دار است که اعضای شورای شهر آنقدر بی عملکرد مانده اند که مجبورند در نمایشی برای مردم یک پارک را چندین بار افتتاح کنند تا شاید در سال آینده و در موعد انتخابات بتوانند، عملکردی را برای خود بیان نمایند. همین اعضای شورای شهر در سال پایانی تیشه برداشته و به ریشه اعتبارات و وضعیت مالی شهرداری می زنند تا دیگر شهرداری این شهر و با هزینه  میلیاردی که برای خرید کارخانه انجام می دهد، نتواند سرپا بایستد. همین اعضای شورای شهر که باید امروز و به مقتضیات زمان حال و نزدیکی به انتخابات فعالتر باشند، گزینه های منفعلی هنوز راه نیافتاده اند تا از حقوق شهروندان دفاع کنند ودر رای گیری های اعضای شورا بیشتر بعنوان سوپاپ اطمینان هستند که نظرات شهرداری به کرسی بنشیند، فروغ فرد در همین جلسه اخیر ، صحبت های اعضای شورا را هنگامی که به بحث پیمانکار از بستگان رییس رسید، شخصی خواند! آیا منافع مردم بحث شخصی است که یک عضو شورای شهر نسبت به آن اینقدر منفعل باشد. سعید پایدار هم اما هرازچندگاهی از این و آن مسائلی را مطرح می کند و اغلب چنان مستحکم بر مواضعش نمی ایستد، یعنی چه که می دانسته یکی از بستگان اعضای شورا بدون قرارداد امور پارک های شهر را بر عهده داشته اما تاکنون سکوت کرده است و هدایت اکبری اماعضوی از شوراست که کمربند خود را محکم برای حمایت از شهردار بسته است و در میان این جدال تنها چیزی که نادیده گرفته می شود حقوق مردم است.
بهرحال طرح خرید کارخانه ۴۰ میلیارد ریالی برای شهرداری یاسوج به تصویب رسید، مصوبه ای که دنیایی از شائبه و ابهام را با خود به همراه دارد و لازم است سازمان های نظارتی در آن ورود کنند و نسبت به روشن کردن موضوع و جلوگیری از تضییع حقوق مردم اقدام نمایند.

 

———————————

پیمان فرامرزی – امید مردم

———————————



برچسب ها :


  • error: Content is protected !!